طهران ديروز و تهران امروز از يك زاويه ثابت 1

ميدان هشت گنبد سال 1325

ميدان حسن آباد سال 1385

خيابان پهلوي سه راه زعفرانيه سال 1342

خيابان وليعصر سه راه زعفرانيه سال 1385

درب مجلس شوراي ملي سال 1325

درب قديم مجلس شوراي اسلامي سال 1385

ميدان ارك سال 1341

ميدان ارك سال 1385

سردر باغ ملي سال 1326

سردر موزه باغ ملي سال 1385

خيابان پهلوي سال 1334

خيابان وليعصر سال 1385

اداره پست مركزي سال 1325

موزه پست و مخابرات سال 1385

بانك بازرگاني ميدان سپه سال 1325

بانك تجارت ميدان امام خميني سال 1385
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت   توسط محمد علیمحمدی
|
بهنوش بختياري بازيگري كه در اكثر ساختههاي مهران مديري حضور داشته و با نقشهاي متفاوت بر محبوبيت خود در بين سريالهاي تلويزيون افزوده است.
بهنوش بختياري متولد 29/2/1354 در بيمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمري است.
پدرش بختياري و مادرش تهراني است. بهنوش عضو آخر يك خانواده 6 نفري است. يك خواهر و دو برادر بزرگتر از خود دارد كه هر سه متاهلند.
در رشته مترجمي زبان ليسانس گرفته و با توجه به علاقه فراواني كه به اين رشته دارد به محض اينكه فرصتي پيدا كند، به سراغ اين رشته و ترجمه متون ميرود.
با توجه به شايعات فراواني كه در مورد ازدواج او بر سر زبانهاست هنوز مجرد است و به قول خودش شايد اصلا ازدواج نكند.
با مجموعه هواي تازه ساخته محمد رحمانيان پا به عرصه بازيگري گذاشت و بعد از آن در مجموعههاي وكيل محله، خانه قديمي، سايهها و معجزه وكيل هم بازي كرد.
قبل از بازيگري به عنوان منشي صحنه فعاليت ميكرد كه اين كار او را بسيار مسئوليتپذير و منظم بار آورد كه پايهگذار موفقيتهاي او در بازيگري بود.
سال 75 به مدت يك سال زيرنظر خانم مهتاب نصيرپور در مدرسه رسام هنر دوره يك ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبيات بازيگري آشنا شد.
به موسيقي علاقه فراواني دارد، پدرش هم در اين وادي كار ميكند و يكي از دو برادرش هم در زمينه موسيقي فعال است.
در مجموعه زير آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستيار كارگردان در كنار مهران غفوريان حضور داشت.
علاقه زيادي به فوتبال ندارد اما فوتبالهاي ملي رادنبال ميكند در صورتي كه فرصت پيدا كند به ورزش بدنسازي ميپردازد.
علاقهاي به بيزينس ندارد. به قول خودش هر كسي جلوي او از پول و حساب و كتاب حرف بزند احساس ميكند او سرگرم صحبت به زبان اسپانيايي است.
عاشق خطاطي است و خيلي دلش ميخواهد اين هنر را به صورت حرفهاي دنبال كند.
با توجه به مشغله كاري فراوان زياد به كارهاي خانهداري و آشپزي نميرسد اما بسيار منظم و خوشسليقه است. چلوكباب از غذاهاي مورد علاقه اوست.
عاشق لهجه بختياري پدرش است اما خودش به لهجه بختياري صحبت نميكند.
علاقه فراواني به مسافرت دارد. آخرين مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعين اردبيل به يادماندنيترين نقطهاي بود كه به مسافرت رفته است.
علاقه فراواني به مطالعه دارد و تا فرصتي به دست آورد به مطالعه ميپردازد. او عاشق مطالعه كتابهاي روانشناسي و رمان است. آخرين كتابي كه مطالعه كرده سلاخ خانه شماره 5 بود.
در دوران كودكي برخلاف بسياري از بچهها كه خيلي شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوستداشتني بوده.
به موسيقي كلاسيك علاقه فراواني دارد و از بين خوانندگان پاپ به صداي رضا صادقي، مرحوم ناصر عبداللهي و مازيار علاقه فراواني دارد.
در صورتي كه وقت كند به سينما ميرود. او سعي ميكند همه فيلمهاي روز را ببيند. آخرين فيلمي كه در سينما ديده «وقتي همه خواب بودن» است.
علاقه فراواني به مهمانداري هواپيما دارد. او پذيرايي در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد.
از خواندن شعر لذت ميبرد، اما اصلا نميتواند شعر بگويد و يا شعر حفظ كند ولي بسيار روحيه رمانتيكي دارد.
آخرين كارهايش مستند ايرانگردي و كار 90 دقيقهاي «يك روزي زنجيرش رو پاره ميكنم» ساخته آقاي عباسي است كه هنوز پخش نشده.
به بازي خانمها ثريا قاسمي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ليلا حاتمي، سحر ولدبيگي و شقايق دهقان علاقه فراواني دارد.
تا به حال در اكثر كارهاي مهران مديري به ايفاي نقش پرداخته و در اكثر نقشهايش موفق ظاهر شده است، به هيچ عنوان از بازي كسي ايراد نميگيرد و اهل بدگويي نيست.
براي بازي چندين پيشنهاد دارد كه به خاطر بازي در مجموعه باغ مظفر به پيشنهادهايش جواب نه داده. او شرط بازي در كارهاي روتين را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان ميكند.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت   توسط محمد علیمحمدی
|